ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
66
قصص الانبياء ( فارسى )
دانست كه باشد چگونه بود ؟ جواب - چون ساره بشارت فرزند بشنيد طمعش افتاد كه مگر او را و شوهرش را جوان گرداند ، گفتن و ترسيدن بود بشرم و تعريض ، نه از آن انكار كردن قدرت ، كه هركس جوانى دوست دارد و قوت خواهد . نه بينى كه جبريل گفت همچنين بدين حال كه هستى : قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ ، إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ . « 1 » ] b 03 [ آنگاه ابرهيم جبريل را گفت بچه آمدهايد اى رسولان . قوله تعالى : قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ؟ « 2 » و گفت ابرهيم من هرگز نترسيدهام مگر اكنون . ايشان گفتند : قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ، لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ . « 3 » ما را بفرستاد تا قوم لوط را عذاب كنيم . ابرهيم گفت چگونه عذاب كنيد ايشان را و برادرزاده پدر من آنجا ، يعنى لوط . جبريل گفت ما را امر است كه او را برهانيم بسلامت . ابرهيم را دو بشارت بود در آن وقت . يكى به فرزند و ديگر برهانيدن خويشاوند ، يعنى لوط عليه السّلام ، و هلاك شدن قوم لوط . قوله تعالى : وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً . « 4 » الاية . آنگاه پس هفت روز ساره بار گرفت باسحق ، چون وقت زادن بود « 5 » سخت آمدش ساره را كه هرگز نزاده بود . هاجر از آن بخنديد . ساره از ان خشم گرفت ، بفرمود تا هاجر و اسمعيل را ببرد . « 6 » و ساره اسحق را بياورد فرزند خوب و نيكو تا از پشت او هزار پيغامبر آمد در بنى اسرايل . قوله تعالى : فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ . « 7 »
--> ( 1 ) - الذاريات 30 ( 2 ) - الذاريات 31 ( 3 ) - الذاريات 32 ، 33 ( 4 ) - الانبياء 71 ( 5 ) - آمد ( 6 ) - ببردند ( 7 ) - هود 71